رابطه اعتياد و اختلالات رواني
بسياري از افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد نيز داراي اختلالات رواني هستند و بالعكس. نظرسنجي هاي متعدد در مورد جمعيت ملي نشان داده است كه حدود نيمي از كساني كه در طول زندگي خود بيماري رواني را تجربه مي كنند نيز دچار اختلال در مصرف مواد مي شوند و بالعكس .2،3 اگرچه مطالعات كمتري در مورد همبودي در بين جوانان وجود دارد ، تحقيقات نشان مي دهد اختلالات همچنين داراي ميزان بالايي از بيماري رواني همزمان است. بيش از 60 درصد نوجوانان در برنامه هاي درمان اختلال مصرف مواد مبتني بر جامعه نيز داراي معيارهاي تشخيصي براي بيماري رواني ديگري هستند
داده ها ميزان بالاي رابطه اعتياد و اختلالات رواني همراه و اختلالات اضطرابي را نشان مي دهد - كه شامل اختلال اضطراب عمومي ، اختلال وحشت و اختلال استرس پس از سانحه است. اختلالات مصرف مواد نيز در شيوع بالايي با اختلالات رواني ، مانند افسردگي و اختلال دو قطبي ، اختلال بيش فعالي با كمبود توجه (ADHD) و بيماري روان پريشي ، اختلال شخصيت مرزي ، 16 و اختلال شخصيت ضد اجتماعي همزمان اتفاق مي افتد. بيماران مبتلا به اسكيزوفرني نسبت به جمعيت عمومي داراي ميزان بيشتري از الكل ، تنباكو و اختلالات مصرف مواد مخدر هستند.
همپوشاني به ويژه با بيماري رواني جدي (SMI) مشخص است. بيماري رواني جدي در بين افراد 18 سال به بالا در سطح فدرال به اين معني است كه در هر زمان از سال گذشته ، يك اختلال رواني ، رفتاري يا عاطفي قابل تشخيص داشته باشد كه باعث اختلال عملكرد جدي شود كه به طور عمده يك يا چند مورد عمده را مختل يا محدود كند فعاليت هاي زندگي بيماري هاي جدي رواني شامل افسردگي اساسي ، اسكيزوفرني و اختلال دو قطبي و ساير اختلالات رواني است كه باعث اختلال جدي مي شود. از هر 4 نفر مبتلا به SMI حدود 1 نفر نيز داراي SUD است.
داده هاي حاصل از يك نمونه بزرگ نمايندگي ملي نشان مي دهد كه افراد داراي رابطه اعتياد و اختلالات رواني ، شخصيتي و مصرف مواد در معرض خطر بيشتري براي استفاده غير دارويي از مواد مخدر تجويز شده قرار دارند. تحقيقات نشان مي دهد كه 43 درصد از افراد در درمان SUD براي استفاده غير دارويي از داروهاي مسكن تجويز مي شوند يا علائم اختلالات بهداشت روان ، به ويژه افسردگي و اضطراب
رابطه اعتياد و اختلالات رواني | جواني - زماني آسيب پذير
اگرچه مصرف و اعتياد به مواد مخدر در هر زمان از زندگي فرد ممكن است اتفاق بيفتد ، اما مصرف مواد مخدر به طور معمول در دوره نوجواني آغاز مي شود رابطه اعتياد و اختلالات رواني ، دوره اي كه اولين علائم بيماري رواني معمولاً ظاهر مي شود. اختلالات همراه در بين جوانان نيز ديده مي شود. در طي انتقال به بزرگسالي جوان (سن 18 تا 25 سال) ، افراد مبتلا به اختلالات همراه نياز به حمايت هماهنگ دارند تا به آنها كمك كند تا تغييرات بالقوه استرس زا در آموزش ، كار و روابط را كنترل كنند.
مصرف مواد مخدر و اختلالات بهداشت روان در دوران كودكي يا نوجواني خطر بعدي را افزايش مي دهد
مغز در دوران نوجواني به رشد خود ادامه مي دهد. مدارهايي كه عملكردهاي اجرايي مانند تصميم گيري و كنترل تكانه ها را كنترل مي كنند از آخرين مواردي هستند كه بالغ مي شوند ، كه آسيب پذيري در استفاده از مواد مخدر و ايجاد اختلال در مصرف مواد را افزايش مي دهد. مصرف اوليه مواد مخدر يك عامل خطرناك براي توسعه بعدي ماده است از اختلالات استفاده كنيد و همچنين ممكن است يك عامل خطر براي وقوع بعدي ساير بيماري هاي رواني باشد.
با اين حال ، اين پيوند لزوماً عامل ايجاد كننده نيست و ممكن است عوامل خطر مشترك از جمله آسيب پذيري ژنتيكي ، تجارب رواني - اجتماعي و / يا محيط عمومي را منعكس كند. تأثيرات به عنوان مثال ، استفاده مكرر از ماري جوانا در دوران بلوغ مي تواند خطر روان پريشي در بزرگسالي را افزايش دهد ، به ويژه در افرادي كه يك نوع ژن خاص دارند.
همچنين درست است كه داشتن يك اختلال رواني در دوران كودكي يا نوجواني مي تواند خطر مصرف بعدي مواد مخدر و ايجاد رابطه اعتياد و اختلالات رواني را افزايش دهد. برخي تحقيقات نشان داده است كه بيماري رواني مي تواند مقدم بر يك اختلال در مصرف مواد باشد ، كه بيانگر آن است كه تشخيص بهتر بيماري رواني جوانان مي تواند به كاهش همبودي كمك كند.
يك مطالعه نشان داد كه اختلال دوقطبي در نوجوانان خطر بيشتري براي ابتلا به اختلال مصرف مواد بعدي در مقايسه با اختلال دو قطبي بزرگسالان ايجاد مي كند. به همين ترتيب ، تحقيقات ديگر نشان مي دهد كه جوانان قبل از بروز اختلالات مصرف مواد ، دچار اختلالات داخلي سازي ، از جمله افسردگي و اضطراب مي شوند.
رابطه اعتياد و اختلالات رواني ADHD
ADHD دوران كودكي درمان نشده مي تواند بعداً خطر مشكلات دارويي را افزايش دهد.
مطالعات متعدد افزايش خطر ابتلا به اختلالات مصرف مواد در جوانان مبتلا به ADHD درمان نشده را نشان داده است ، اگرچه برخي از مطالعات نشان مي دهد كه فقط كساني كه داراي اختلالات سلولي همزمان هستند احتمال بيشتري دارد كه بعداً به يك رابطه اعتياد و اختلالات رواني مبتلا شوند. با توجه به اين ارتباط ، براي تعيين اينكه آيا درمان م ofثر ADHD مي تواند از مصرف مواد مخدر و اعتياد بعدي جلوگيري كند مهم است. درمان ADHD دوران كودكي با داروهاي محرك مانند متيل فنيديت يا آمفتامين باعث كاهش رفتار تكانه اي ، تكان خوردن و عدم توانايي در تمركز مشخصه ADHD مي شود.
اين خطر در هنگام معالجه كودكان مبتلا به ADHD يك چالش محسوب مي شود ، زيرا درمان موثر اغلب شامل تجويز داروهاي محرك با پتانسيل اعتياد است. اگرچه اين تحقيق هنوز قطعي نيست ، اما بسياري از مطالعات نشان مي دهد كه داروهاي ADHD خطر ابتلا به اختلال مصرف مواد در كودكان مبتلا به اين بيماري را افزايش نمي دهد. ، از جمله مشاوره در مورد طبيعت مزمن ADHD و خطر ابتلا به اختلال مصرف مواد
رابطه اعتياد و اختلالات رواني و علت همپوشاني آن
شيوع بالاي همبودي رابطه اعتياد و اختلالات رواني لزوماً به اين معني نيست كه يكي باعث ديگري شده است ، حتي اگر يكي در ابتدا ظاهر شود. ايجاد عليت يا جهت گيري به چند دليل دشوار است. به عنوان مثال ، مشكلات رفتاري يا عاطفي ممكن است به اندازه كافي براي تشخيص (كه علائم تحت باليني ناميده مي شوند) شديد نباشند ، اما مسائل مربوط به سلامت روان تحت باليني ممكن است مصرف مواد مخدر را در پي داشته باشد. همچنين ، خاطرات افراد از زمان شروع مصرف اعتياد يا اعتياد ممكن است ناقص باشد ، بنابراين تعيين اينكه آيا مصرف مواد يا مسائل مربوط به بهداشت رواني در درجه اول است دشوار است.
سه راه اصلي مي تواند در ايجاد رابطه اعتياد و اختلالات رواني نقش داشته باشد:
- عوامل خطرساز رايج مي توانند هم به بيماري رواني و هم به مصرف مواد و اعتياد كمك كنند.
- بيماري رواني ممكن است به مصرف مواد و اعتياد كمك كند.
- مصرف مواد و اعتياد مي تواند به پيشرفت بيماري هاي رواني كمك كند.
1- عوامل خطرساز رابطه اعتياد و اختلالات رواني مي توانند هم در بيماري رواني و هم در مصرف مواد و اعتياد نقش داشته باشند.
هر دو اختلال در مصرف مواد و ساير بيماري هاي رواني به دليل عوامل همپوشاني مانند آسيب پذيري هاي ژنتيكي و اپي ژنتيكي ، مورد با مناطق مشابه مغز و تأثيرات محيطي مانند قرار گرفتن در معرض استرس يا ضربه به دليل مشكلات محيطي ايجاد مي شود.
رابطه اعتياد و اختلالات رواني | آسيب پذيري ژنتيكي
تخمين زده مي شود كه درصد از آسيب پذيري هاي يك فرد در برابر اختلالات مصرف مواد از طريق ژنتيك باشد . يك منطقه فعال تحقيقاتي مربوط به همبودي شامل جستجوي مواردي است كه ممكن است افراد را مستعد ايجاد يك اختلال در مصرف مواد و ساير بيماري هاي رواني يا ابتلا به بيماريهاي رواني كند. احتمال بروز اختلال دوم بعد از ظهور اولين مورد بيشتر است. بيشتر اين آسيب پذيري ناشي از فعل و انفعالات پيچيده بين چندين ژن و فعل و انفعالات ژنتيكي با تأثيرات محيطي است. به عنوان مثال ، استفاده مكرر از ماري جوانا در دوران بلوغ مرتبط است با افزايش خطر روان پريشي در بزرگسالي ، به ويژه در ميان افرادي كه يك نوع ژن خاص دارند.
در برخي موارد ، يك محصول ژني ممكن است مستقيماً عمل كند ، مانند زماني كه پروتئيني بر نحوه واكنش فرد به دارو تأثير مي گذارد (به عنوان مثال ، آيا تجربه دارو لذت بخش است يا نه) يا مدت زماني كه يك دارو در بدن باقي مي ماند. عوامل ژنتيكي خاصي شناسايي شده است كه فرد را به اعتياد به الكل و استعمال سيگار مستعد مي كند و تحقيقات در حال كشف ارتباط بين توالي هاي ژنتيكي و خطر بيشتر وابستگي به كوكائين ، مصرف زياد مواد افيوني و ميل و ترك حشيش است.
اما ژن ها همچنين مي توانند با تغيير چگونگي پاسخ فرد به استرس ، غير مستقيم عمل كنند يا احتمال بروز رفتارهاي خطرپذير و جستجوي تازگي ها را افزايش دهند كه مي تواند در شروع مصرف مواد و همچنين ايجاد اختلالات مصرف مواد و ساير اختلالات رواني تأثير بگذارد. بيماري ها تحقيقات نشان مي دهد ژن هاي زيادي وجود دارند كه ممكن است در بروز رابطه اعتياد و اختلالات رواني نقش داشته باشند ، از جمله ژن هايي كه بر عملكرد انتقال دهنده هاي عصبي تأثير مي گذارند - مواد شيميايي كه پيام ها را از يك نورون به نورون ديگر منتقل مي كنند - كه تحت تأثير مواد مخدر قرار دارند و معمولاً در بيماري هاي رواني بي نظم هستند ، مانند دوپامين و سروتونين.
تأثيرات اپي ژنتيكي | رابطه اعتياد و اختلالات رواني
دانشمندان همچنين شروع به درك روشهاي بسيار قدرتمندي مي كنند كه عوامل ژنتيكي و محيطي در سطح مولكولي برهم كنش مي كنند. اپي ژنتيك به مطالعه تغييرات در تنظيم فعاليت و بيان ژن اشاره دارد كه به توالي ژن وابسته نيستند. يعني تغييراتي كه بر چگونگي خواندن و عمل اطلاعات ژنتيكي توسط سلولهاي بدن تأثير مي گذارد. عوامل محيطي مانند استرس مزمن ، ضربه ، يا قرار گرفتن در معرض دارو مي تواند باعث ايجاد تغييرات پايدار در بيان ژن شود ، كه مي تواند عملكرد را در مدارهاي عصبي تغيير داده و در نهايت رفتار را تحت تأثير قرار دهد.
از طريق مكانيسم هاي اپي ژنتيكي ، محيط مي تواند باعث ايجاد سازگاري هاي ژنتيكي طولاني مدت شود - بدون اينكه تغييري در توالي DNA ايجاد شود ، بر الگوي ژن هايي كه در رمزگذاري پروتئين ها فعال يا ساكت هستند تأثير بگذارد. اين تغييرات ممكن است حتي گاهي اوقات به نسل بعدي نيز منتقل شود. همچنين شواهدي وجود دارد كه مي تواند با مداخلات يا تغييرات محيطي قابل تغيير باشد.
تأثير اپي ژنتيكي محيط بسيار وابسته به مرحله رشد است. مطالعات نشان مي دهد كه عوامل محيطي در طول دوره هاي رشد خاص با آسيب پذيري ژنتيكي ارتباط برقرار مي كنند تا خطر بيماري هاي رواني و اعتياد را افزايش دهند. به عنوان مثال ، مطالعات حيواني نشان مي دهد كه رژيم غذايي مادر پر چربي است در طول بارداري مي تواند بر سطح پروتئين هاي اصلي در انتقال عصبي در مسير پاداش مغز تأثير بگذارد.
تحقيقات ديگر در مورد حيوانات نشان داده است كه مراقبت از مادر با كيفيت پايين ، توانايي فرزندان در پاسخ به استرس را از طريق مكانيسم هاي اپي ژنتيك كاهش مي دهد. تغييرات اپي ژنتيكي ناشي از استرس مزمن يا تجويز دارو و اينكه چگونه اين تغييرات در رفتارهاي وابسته به افسردگي و اعتياد نقش دارند. درك بهتر مكانيسم هاي بيولوژيكي زمينه ساز تعاملات ژنتيكي و بيولوژيكي كه در ايجاد اين اختلالات نقش دارند ، به شما اطلاع مي دهد طراحي بهبود استراتژي هاي درماني.
درگيري منطقه مغز | رابطه اعتياد و اختلالات رواني
بسياري از مناطق مغز تحت تأثير اختلالات مصرف مواد و ساير بيماري هاي روحي قرار مي گيرند. به عنوان مثال ، مدارهايي در مغز كه واسطه پاداش ، تصميم گيري ، كنترل تكانه ها و احساسات هستند ممكن است تحت تأثير مواد اعتياد آور قرار بگيرند و در اختلالات مصرف مواد ، افسردگي ، اسكيزوفرني و ساير اختلالات روانپزشكي مختل شوند. علاوه بر اين ، چندين سيستم انتقال دهنده عصبي در هر دو اختلال استفاده از مواد و ساير اختلالات رواني نقش دارد ، از جمله دوپامين ، سروتونين ، گلوتامات و نوراپي نفرين ، اما محدود به آنها نيست.
تاثيرات محيطي در رابطه اعتياد و اختلالات رواني
بسياري از عوامل محيطي با افزايش خطر هم براي اختلالات مصرف مواد و هم براي بيماري هاي رواني از جمله استرس مزمن ، ضربه و تجارب نامطلوب كودكي و ساير عوامل مرتبط هستند. بسياري از اين عوامل قابل اصلاح هستند و بنابراين ، مداخلات پيشگيري اغلب منجر به كاهش رابطه اعتياد و اختلالات رواني مي شود ، همانطور كه در گزارش جراح عمومي در مورد الكل ، مواد مخدر و سلامتي بحث شده است.
فشار در رابطه اعتياد و اختلالات رواني
استرس يك عامل خطر شناخته شده براي طيف وسيعي از رابطه اعتياد و اختلالات رواني است و بنابراين يك ارتباط عصبي زيست شناختي مشترك بين فرآيندهاي بيماري اختلالات مصرف مواد و اختلالات رواني را فراهم مي كند. قرار گرفتن در معرض عوامل استرس زا نيز يكي از عوامل اصلي خطر براي عود مجدد به مصرف مواد مخدر پس از دوره هاي بهبودي است. پاسخ هاي استرس از طريق محور هيپوتالاموس-هيپوفيز-آدرنال (HPA) واسطه مي شوند ، كه به نوبه خود مي تواند بر روي مدارهاي مغز كه انگيزه را كنترل مي كنند تأثير بگذارد.
نشان داده شده است كه سطح استرس بالاتر باعث كاهش فعاليت در قشر پيش پيشاني و افزايش پاسخ در جسم مخطط مي شود كه منجر به كاهش كنترل رفتاري و افزايش تكانه مي شود. استرس در اوايل زندگي و استرس مزمن مي تواند باعث تغييرات طولاني مدت در محور HPA شود ، كه بر مدارهاي ليمبيك مغز تأثير مي گذارد كه در ايجاد انگيزه ، يادگيري و سازگاري نقش دارند و در افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد و ساير بيماري هاي رواني نقص دارند.
نكته مهم ، مسيرهاي دوپامين در روشي كه استرس مي تواند آسيب پذيري در برابر اختلالات مصرف مواد را افزايش دهد نقش دارد. نشان داده شده است كه بيش فعالي محور HPA سيگنالينگ دوپامين را تغيير مي دهد ، كه ممكن است خواص تقويت كننده داروها را افزايش دهد. به نوبه خود ، مصرف مواد باعث تغيير در بسياري از سيستم هاي انتقال دهنده عصبي مي شود كه در پاسخ به استرس نقش دارند. تصور مي شود كه اين تغييرات نوروبيولوژيك رابطه بين استرس و تشديد مصرف مواد مخدر و همچنين عود را زمينه ساز است. ثابت شده است كه درمانهايي كه استرس را هدف قرار مي دهند ، مانند كاهش استرس مبتني بر ذهن آگاهي ، براي كاهش افسردگي ، اضطراب و مصرف مواد مفيد هستند.
تجربه هاي نامطلوب كودكي در رابطه اعتياد و اختلالات رواني
افراد آسيب ديده از نظر جسمي يا روحي در معرض خطر بسيار بيشتري براي مصرف مواد مخدر و SUD هستند. و همزماني اين اختلالات با نتايج درمان پايين همراه است. افراد مبتلا به PTSD براي كاهش اضطراب و جلوگيري از مقابله با ضربه و عواقب ناشي از آن ، ممكن است از مواد استفاده كنند.
رابطه اعتياد و اختلالات رواني PTSD نگراني ويژه اعضاي خدماتي است كه از دوره هاي وظيفه خود در عراق و افغانستان برمي گردند. بين سالهاي 2004 و 2010 ، تقريباً 16 درصد جانبازان داراي اختلال مصرف مواد درمان نشده بودند و 8 درصد آنها به درمان پريشاني روانشناختي جدي (SPD) نياز داشتند. اطلاعات حاصل از يك نظرسنجي كه از يك نمونه ملي و معاصر از جانبازان استفاده شده است ، ميزان PTSD در طول عمر را تخمين زده است 8 درصد بود ، در حالي كه تقريبا 5 درصد PTSD فعلي را گزارش كرد. تقريباً از هر 5 جانباز مبتلا به PTSD 1 نفر نيز داراي يك اختلال مصرف مواد همزمان است.
2. بيماري هاي رواني مي توانند به مصرف مواد مخدر و اعتياد كمك كنند.
برخي از اختلالات رواني عوامل خطرآفرين براي ايجاد يك اختلال مصرف مواد در رابطه اعتياد و اختلالات رواني هستند. معمولاً اين فرضيه مطرح مي شود كه افراد با اختلالات رواني شديد ، خفيف يا حتي تحت باليني ممكن است از داروها به عنوان نوعي خوددرماني استفاده كنند. اگرچه برخي از داروها ممكن است به طور موقت علائم بيماري رواني را كاهش دهند ، اما مي توانند علائم را هم به صورت حاد و هم در طولاني مدت تشديد كنند. به عنوان مثال ، شواهد نشان مي دهد كه دوره هاي استفاده از كوكائين ممكن است علائم اختلال دوقطبي را بدتر كرده و به پيشرفت اين بيماري كمك كند.
هنگامي كه فردي به يك بيماري رواني مبتلا مي شود ، تغييرات مرتبط در فعاليت مغز ممكن است با افزايش اثرات پاداش دهنده آنها ، كاهش آگاهي از اثرات منفي آنها ، يا كاهش علائم ناخوشايند اختلال رواني يا عوارض جانبي ، آسيب پذيري براي استفاده مشكل از مواد را افزايش دهد. به عنوان مثال ، تصويربرداري عصبي نشان مي دهد كه ADHD با تغييرات عصبي در مدارهاي مغزي همراه است كه با مصرف مواد مخدر نيز همراه است ، شايد تا حدي توضيح دهد كه چرا رابطه اعتياد و اختلالات رواني در هنگام ابتلا به ADHD همراه ، ولع بيشتري را گزارش مي كنند.
3- استفاده از مواد و اعتياد مي تواند به پيشرفت بيماري رواني كمك كند.
استفاده از مواد مي تواند منجر به تغيير در برخي از مناطق مغزي شود كه در رابطه اعتياد و اختلالات رواني مختل مي شود ، مانند اسكيزوفرني ، اضطراب ، خلق و خو يا اختلالات كنترل تكانه. 2،36 استفاده از دارو كه قبل از اولين علائم يك بيماري رواني باشد ايجاد تغييراتي در ساختار و عملكرد مغز كه زمينه ساز ابتلا به آن بيماري رواني مي شود.
رابطه اعتياد و اختلالات رواني و مصرف دخانيات
بر اساس داده هاي نظرسنجي نماينده ملي در سال 2016 ، درصد پاسخ دهندگاني كه بيماري رواني دارند در ماه گذشته سيگار دود كرده اند كه در حدود 66 درصد بيشتر از ميزان افرادي است كه هيچ بيماري رواني ندارند. بين بيماري هاي رواني ، به ويژه افسردگي و اسكيزوفرني ، و استفاده از محصولات دخاني ارتباط زيادي وجود دارد. افراد مبتلا به اسكيزوفرني بيشترين شيوع مصرف سيگار را دارند (70 تا 80 درصد) - با نرخ 5 برابر بيشتر از جمعيت عمومي.
سيگار كشيدن ممكن است افراد را كاهش دهد يا به آنها كمك كند تا با علائم اين بيماري ها مانند ضعف تمركز ، روحيه پايين و استرس كنار بيايند. چنين تسكين دهنده اي از علائم ممكن است توضيح دهد كه چرا افراد مبتلا به بيماري هاي رواني در مقايسه با افراد ديگر ، احتمال ترك سيگار را كاهش مي دهند. متأسفانه ، ميزان بالاي سيگار كشيدن و مشكل در ترك آن در مبتلايان به اسكيزوفرني ممكن است به شيوع بيشتر بيماري هاي قلبي عروقي و اميد به زندگي در آنها كمك كند.
رابطه اعتياد و اختلالات رواني و تحقيق در مورد اسكيزوفرني و نيكوتين
تحقيقات در مورد رابطه اعتياد و اختلالات رواني تأثير نيكوتين و اسكيزوفرني بر روي مغز توضيحات ديگري نيز در مورد ميزان بالاي سيگار كشيدن در بين افراد مبتلا به اسكيزوفرني ايجاد كرده است. نيكوتين يا توانايي فرد در ترك سيگار را كاهش مي دهد. اين مكانيسم ها با اين نكته مطابقت دارند كه هم نيكوتين و هم داروي كلوزاپين (كه از جمله در گيرنده هاي استيل كولين نيكوتيني نيز عمل مي كند) در درمان اسكيزوفرني موثر هستند ، و مي تواند جايگزيني براي نيكوتين حاصل از سيگار كشيدن باشد ، بنابراين ترك سيگار را آسان تر مي كند.
قشر انقباضي قدامي پشت) در تصميم گيري و برنامه ريزي ، تمركز توجه و كنترل تكانه ها و احساسات نقش دارد. محققان دريافته اند كه ارتباط بين اين منطقه و چندين ناحيه مغزي ديگر - از جمله برخي از آنها كه درگير حافظه ، احساسات و پاداش هستند - در مقايسه با بيماران فاقد اين اختلال در بين بيماران اسكيزوفرني ضعيف تر است. اين مدار در بين افراد مبتلا به اسكيزوفرني بدون توجه به سيگار كشيدن يا عدم سيگار كشيدن و همچنين در نزديكان افراد مبتلا به اسكيزوفرني اختلال داشت. چندين مورد از اين مدارهاي عصبي همچنين در بين افراد مبتلا به اختلال شديد استفاده از نيكوتين فعاليت كمتري داشتند ، كه نشان مي دهد اين مدار مغز هم در اسكيزوفرني و هم در وابستگي به نيكوتين و رابطه اعتياد و اختلالات رواني مختل شده است.
سطح پايينتري از گيرنده هاي استيل كولين نيكوتيني مشخصه عصبي زيست شناختي اسكيزوفرني است. اين گيرنده ها ، كه در شناخت و حافظه نقش دارند ، به طور طبيعي توسط انتقال دهنده عصبي استيل كولين فعال مي شوند - اما مي توانند توسط اعتياد به نيكوتين نيز فعال شوند. محققان در حال تلاش براي توليد داروهايي هستند كه اين گيرنده هاي خاص را تحريك كنند ، كه مي تواند با اختلالات شناختي مرتبط با اسكيزوفرني بدون پتانسيل اعتياد آور نيكوتين يا پيامدهاي منفي سلامتي سيگار مقابله كند. از درمان هاي جديد براي اسكيزوفرني و وابستگي به نيكوتين - سايپرز ، باشگاه دانش
اگرچه براي درمان اسكيزوفرني و اعتياد به نيكوتين نياز به درمان هاي جديدي وجود دارد ، اما افراد مبتلا به اين اختلالات همراه مي توانند بدون وخيم شدن سلامت روان خود را ترك كنند در صورت داشتن حمايت مناسب. به عنوان مثال ، بوپروپيون ميزان پرهيز از استعمال دخانيات را در افراد مبتلا به اسكيزوفرني افزايش مي دهد ، بدون اينكه علائم روان پريشي بدتر شود. افزودن مشوقهاي انگيزشي (پاداش دادن بيماران به دليل پرهيز از نظر بيولوژيكي) به داروي بوپروپيون ممكن است به جلوگيري از عود در مرحله اوليه ترك سيگار كمك كند. وارنيكلين همچنين ممكن است ميزان ترك سيگار در اسكيزوفرني را بهبود بخشد ، اما اين دارو ممكن است علائم رواني را بدتر كند و نياز به تحقيقات بيشتري دارد.
منبع مقاله : رابطه بيماري رواني و اعتياد
برچسب:
اعتياد، اختلالات رواني، اعتياد و اختلالات رواني،
ادامه مطلب
بازدید: